میکنم

[ساده بودی مثل سایه
مثل شبنم رو شقایق ...]

ابی میخونه
اتاق تاریکه

[پنجره بازه به بارون
من ولی دلم گرفته ..]

فکر میکنم . فکر میکنم . فکر میکنم
چیشد که تهش رسیدم به رفتن

[رفتی و منو سپردی به زوال اطلسی ها ...]

نمیدونم شاید به خیال خودم این ایستگاه دیگه آخریش بود اما حالا فهمیدم هنوزم مسافرم
هنوزم باید برم

آهنگ ابی که به اخر رسید
کاش این رفتنا هم تموم میشد .


[در_مذمت_روزگار]

منبع اصلی مطلب : نـــاهمگون
برچسب ها : میکنم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : 05